|
  


د دیدی اونی که میگفت مال منه دم آخرنیومد سربزنه
دیدی خط زد اسممو از دفترش رفتو اسفندم نزدم دور سرش
دیدی اون نخواست برم به بدرقش دیدی من باختم توی مسابقش
دیدی مهربونیا رو زد کنار رفتو چشمامو گذاشت تو انتظار
دیدی بی خبر گذاشتو رفت سفر گفت بذار بمونه چشم اون به در
دیدی افتاد اسم من سر زبون همشون گفتن به من نامهربون
دیدی که دعاها مستجاب نشد آخرش دلش واسم کباب نشد
دیدی لا اقل نزد به پنجره که به من خبر بده داره میره
دیدی رفت بدون هیچ سر و صدا ولی من سپردمش دست خدا
دیدی بی خدافظی روونه شد دل من وقتی شنید دیوونه شد
دیدی قولاشو گذاشت تو چمدون که دیگه نمونه از اونا نشون
دیدی با دل اینو در میون نذاشت رفتو از خاطره ها نشون نذاشت
دیدی آخرش منو نظر زدن تو سر این دل دربه در زدن
دیدی آخرش منو تنها گذاشت تشنه رو تو حسرت دریا گذاشت
یعنی رفته اونجا آشیان کنه یا می خواسته منو امتحان کنه
دیدی حتی اون نگفت میره کجا چه بده رسمای روزگارما
دیدی خواستمش ولی منو نخواست اینم از بازیای دنیای ماست
حالا چند روزیه که بدون اون چشم من خیره شده به آسمون
امون از عاشقیای چند روزه که فقط یکی تو شعرش میسوزه

بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم
در بحبوحه خنده به غم فکر کنيم
بد نيست اگرخانه ما سيماني است
به خشت و گل و نفوذ نم فکر کنيم
هر وقت زيادمان دلي ميشکند
بد نيست که يک لحظه به کم فکر کنيم
من عاشق و تو هر که در اين عصر غريب
بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم
|