تبليغاتX
پرسپولیس




پرسپولیس

نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
موضوعات
آمار وب
طراح قالب
كدهاي جاوا

عشق چیست ؟؟؟

 

به كودكي گفتند :عشق چيست؟
 گفت : بازي
به نوجواني گفتند : عشق چيست؟
 گفت : رفيق بازي
 به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت
 : پول و ثروت
 به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟
 گفت :عمر
 به عاشقي گفتند : عشق چيست؟
 چيزي نگفت آهي كشيد و سخت گريست
به گل گفتم: عشق چيست؟
 گفت : از من خوشبو تره
به پروانه گفتم: عشق چيست؟
 گفت :از من زيبا تره
 به شب گفتم عشق چيست؟
گفت: از من سوزنده تره
به عشق گفتم تو آخر چه هستي ؟؟؟

 گفت نگاهي بيش نيستم اگر از شما بپرسندعشق چيست ؟شما چه ميگوييد؟؟؟

 


نويسنده: mehrdad مورخ: سه شنبه ششم اسفند 1387 در ساعت: 22:21
|+|
6136f0d8c92b37fc4c44defe2cb42d103079_h.jpg
نويسنده: mehrdad مورخ: جمعه دوم اسفند 1387 در ساعت: 23:22
|+|

این آپ رو گذاشتم واسه حرف آخر دلم واشعاری که

امیدوارم خوشتون بیاد. ولی به شرط اینکه نظر یادتون نره.  باشه؟؟؟؟؟؟؟

ممنون.

خدایا بار پروردگارا فقط خودت میدونی چرا وبرای چی  یه روزی از عمد حرفهایی که  به هیچ

وجه حرف دلم نبود رو به زبون آوردم.خودت خوب میدونی چرا اون حرفارو زدم که یه نفر ازم

دلگیر بشه.یا  ازم بدش بیاد.برخلاف چیزایی که توی دلم و ذهنم بود به همونی که خودت 

خوب میدونی کیه بگم. همه کارام دلیل داشت.عیبی نداره من آب از سرم گذشته.اگه به قول

 همونی که حرفامو شنیدوازم دلگیر شد یا فکری که قبلا درمورد من میکرد برعکس شد یا

پیش خودش گفت ندا  اون آدمی  نبود که فکر میکردم  تا عمر داره حرفهامو از یاد نمیبره.عیب

 نداره.مشکلی نیست.دلایل اون حرفامم باشه به موقعش در محضر  همونی که باید بگم  یه

روزی میگم. ولی خدایا تو شاهدی  من همون آدمی هستم که قبلا بودم. با همه ی این

تفاسیر  باز هم تا عمر دارم  وعمر دارد دعاگویش هستم وخواهم بود و به خودت

میسپارمش.....

  بعد از من اگر روزي

                        بغض گلويت را فشرد

  پاي احساست اگر بر سنگ خورد

                       يا اگر يك روزدستان تو هم

 

   گرمي دست كسي را در ميان خود نديد

                               ودرآن هنگام تلخ

 

   كه فضاي سينه ات جز آه آتشناك

                              چيزي را نمي داند

 

              يادي از اين عاشق افسرده كن

 

بعد از من روزي اگر زين كوچه ها

                          مرد تنهايي گذشت

 

در نگاه او اگر برق نياز

                           بر دو پايش پينه بود

 

                                       يادي از اين خسته دلمرده كن

 

 

 

 هیچکس اشکی برای ما نریخت...  هرکه با ما بود از ما می گریخت

 چند روزیست حالم دیدنیست   ...     حال من از این و آن پرسیدنیست

 گاه بر روی زمین زل میزنم   ...      گاه بر حافظ تفأل میزنم

 حافظ دیوانه،فالم را گرفت    ...      یک غزل آمد که حالم را گرفت

 ما زیاران چشم یاری داشتیم  ...     خود غلط بود،آنچه می پنداشتیم

 


نويسنده: mehrdad مورخ: پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 در ساعت: 16:48
|+|

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

ددیدی اونی که میگفت مال منه دم آخرنیومد سربزنه

 

دیدی خط زد اسممو از دفترش رفتو اسفندم نزدم دور سرش

 

دیدی اون نخواست برم به بدرقش دیدی من باختم توی مسابقش

 

دیدی مهربونیا رو زد کنار رفتو چشمامو گذاشت تو انتظار

 

دیدی بی خبر گذاشتو رفت سفر گفت بذار بمونه چشم اون به در

 

دیدی افتاد اسم من سر زبون همشون گفتن به من نامهربون

 

دیدی که دعاها مستجاب نشد آخرش دلش واسم کباب نشد

 

دیدی لا اقل نزد به پنجره که به من خبر بده داره میره

 

دیدی رفت بدون هیچ سر و صدا ولی من سپردمش دست خدا

 

دیدی بی خدافظی روونه شد دل من وقتی شنید دیوونه شد

 

دیدی قولاشو گذاشت تو چمدون که دیگه نمونه از اونا نشون

 

دیدی با دل اینو در میون نذاشت رفتو از خاطره ها نشون نذاشت

 

دیدی آخرش منو نظر زدن تو سر این دل دربه در زدن

 

 دیدی آخرش منو تنها گذاشت تشنه رو تو حسرت دریا گذاشت

 

یعنی رفته اونجا آشیان کنه یا می خواسته منو امتحان کنه

 

دیدی حتی اون نگفت میره کجا چه بده رسمای روزگارما

 

دیدی خواستمش ولی منو نخواست اینم از بازیای دنیای ماست

 

حالا چند روزیه که بدون اون چشم من خیره شده به آسمون

 

امون از عاشقیای چند روزه که فقط یکی تو شعرش میسوزه

 

 

 

بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم

در بحبوحه خنده به غم فکر کنيم

بد نيست اگرخانه ما سيماني است

به خشت و گل و نفوذ نم فکر کنيم

هر وقت زيادمان دلي ميشکند

بد نيست که يک لحظه به کم فکر کنيم

من عاشق و تو هر که در اين عصر غريب

بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم


نويسنده: mehrdad مورخ: پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 در ساعت: 16:46
|+|


 

دلم مي خواست

دلم مي خواست بنداز پاي جانم باز مي كردند

كه من تا بام ابرها پرواز مي كردم

از آن جا تا كمند كهكشان تا آسمان عرش مي رفتم

در آن درگاه درد خويش را

فرياد مي كردم

مه كاخ صد ستون كبريا لرزد

دلم مي خواست عشقم را نمي كشتند

صفاي آرزويم را

كه چون خورشيد تابان بود مي ديدند

چنين از شاخسار هستي ام

آسان نمي چيدند.

گل عشقي چنان شاداب را پر پر نمي كردند

به باد نامرادي ها نمي دادند.

به صد "ياري"نمي خواندند

به صد "خواري"نمي راندند.

چنين تنها به صحرا هاي بي پايان اندوهم نمي بردند

دلم مي خواست يك بار ديگر او را كنار

خويشتن مي ديدم.

به ياد اولين ديدار

در چشم سياهش خيره مي ماندم

دلم يك بار ديگر همچو ديدار نخستين پيش پايش.


نويسنده: mehrdad مورخ: پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 در ساعت: 16:34
|+|

عشق چيزي جز ظهور مهر نيست ....


عشق
يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي

ادعا ....


عشق
يعني مهر بي اما اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر ....

.
عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان

 اوست ....


عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو .....


عشق
يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي

 شهوتي .....


عشق ،
يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي .....


عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري

 شده .....


يك شقايق
در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار ....

.
در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرين برگ

درخت .....


عشق يعني روح را آراستن ؛ بي شمار افتادن و برخاستن .....


عشق يعني زشتي زيبا شده ؛ عشق يعني گنگي گويا

شده .....


عشق يعني مهرباني در عمل ؛ خلق كيفيت به زنبور عسل ....

.
عشق
يعني گل به جاي خار باش ؛ پل به جاي اينهمه ديوار

 باش .....


عشق
يعني يك نگاه آشنا ؛ ديدن افتادگان زير پا ....

.
عشق يعني تنگ بي ماهي شده ؛ عشق يعني ماهي راهي

 شده .....


عشق
يعني آهويي آرام و رام ؛ عشق صيادي بدون تير و

دام .....


عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛ عشق يعني گل به روي

 شاخه ها .....


عشق يعني از بديها اجتناب ؛ بردن پروانه از لاي كتاب ....

.

فقط براي تو....



نويسنده: mehrdad مورخ: پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 در ساعت: 16:27
|+|

كاشكي

 

کاشکی دوستت نداشتم

آن وقت می تونستم مغرورانه از کنارت رد بشوم بدون

این که نیم نگاهی به تو داشته باشم

کاشکی دوستم داشتی

آن وقت زمانی که با تو حرف می زدم به چشمانم نگاه

می کردی نه به لبانم...

کی می گه:اگه بری عشقت راهم می بری؟

تو رفتی و هر روز دیوانه تر شدم

برای شنیدن زنگ صدات

سنگینی نفسهات

و.......


نويسنده: mehrdad مورخ: پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 در ساعت: 16:25
|+|
| عمومي

به نام  خداوند  لوح  و  قلم                 حقیقت  نگار  وجود  و عدم

خدایی که داننده ی رازهاست               نخستین سرآغاز آغازهاست   

امروز داشتم وبلاگم رو نگاه می کردم ، دیدم تاحالا یک خط هم مطلبی ننوشتم .از همون اول با شعر آغاز میشه وبا شعرهم به پایان می رسه . البته نا گفته نماند واسه این شعر میزارم چون شعر وخیلی دوست دارم .

خلاصه تصمیم گرفتم کمی هم با کلمات بازی کنم و چند جمله ای ازش بیرون بکشم .

امروز با یکی از عزیزترین دوستام داشتم صحبت می کردم ، نمی دونم بجای اینکه حالم بهتر بشه بدتر شد.

آخه اولی که با هم دوست شدیم وقتی به اون فکر می کردم مدت زیادی طول نمی کشید که ازیاد می بردمش.

اما به مرور زمان این مسئله بر عکس شده اگه هم بخوام نمی تونم چون میدونم کمی از وجودم شده ولی این رو می دونم زمانی میتونم بهش فکر نکنم که دیگه خون در رگهام جاری نباشه.

         عاشقی دردیه درمون نداره               دل عاشق سر و سامون نداره   

         مگه آدم بدا عاشق نمیشن         به والله دل کمه دنیا رو میدن

نمی دونم این حالی که دارم از روی عادت ، از روی وابستگی یا دوسش دارم

فقط خدا کنه هر چی که هست دو طرفه باشه .

وقتي که گريه کردم گفتن بچه است................وقتي که خنديدم گفتن ديونه است

وقتي که جدي بودم گفتن مغروره.................وقتي که شوخي کردم گفتن سنگين باش

وقتي که حرف زدم گفتن پر حرفه.................وقتي که ساکت شدم گفتن عاشقه

حالا ام که عاشقم مي گن گناهه

هر چه فکر میکنم نمی تونم این کلمه رو معنی کنم. به نظر ساده میاد ولی من یکی نمتونم

و اونم چیزی نیست جز ( عشق ) .

می خواستم حالا از شما کمک بگیرم ، سوال کنم واقعاً عشق یعنی چی ؟؟؟

عشق چه نوع مریضیه و واقعاً درمونش چیه ؟؟؟

آیا درمونی داره ؟ پیدا شدنیه ؟ بدست آوردنیه ؟ یا...یا...یا...؟

من که گیج شدم و نمی دونم دارم چه کار می کنم ولی گفتم می خوام از شما بپرسم و کمک بگیرم.

منتظر هستم تا نظراتتون رو بخونم .

در پناه حق 


نويسنده: mehrdad مورخ: پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 در ساعت: 16:16
|+|

دل من خسته از این دست به دعاها بردن

سكوتم را به باران هديه كردم                

                    تمام زندگي را گريه كردم

                               نبودي در فراق شانه هايت        

                                           به هر خاكي رسيدم تكيه كردم


نويسنده: mehrdad مورخ: پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 در ساعت: 16:13
|+|

...

 این هم شعر با حال

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد ، باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد ، يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم ، ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت ، من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام ، بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب ، شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ ، همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن ، لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب آيينه عشق گذران است ، تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است ، تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ، سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد ، چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم ، بازگفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ، حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم ، اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت ، اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد ، يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم ، نگسستم نرميدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم ، نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ، بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

 

فریدون مشیری


نويسنده: mehrdad مورخ: پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 در ساعت: 11:46
|+|

 

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
BLOGFA & داریوش قالبساز &

">